بهار امسال، بهاری است بی شباهت به عیدهای گذشته... بهاری تر و شیرین تر از همیشه.
برایش شکلک در می آورم و شعر های بی سر و ته میخوانم.... با خنده اش تمام شکوفه های دنیا باز میشوند، و تمام لحظه ها بهاری.
۵ سال است که ایران نیستم. هر سال دم عید دلم از همیشه تنگ تر میشود. برای سفره هفت سین خانه مان. برای تهران نازنین که خلوت میشد و زیبا با هوای صافی که از سمت کوهستان می آمد تا نفس مرا برای همه عمر تازه کند... برای بوی عیدی لای قرآن. برای لباس های نو. برای آماده شدن و رفتن به خانه پدربزرگ . برای عیدی هایی که جمع میکردم تا برای دوستم کادو بخرم :)
امیدوارم امسال برای همه و بخصوص عزیزانم سالی همراه با سلامتی و شادی و برای ایران سالی همراه با صلح و آرامش و وضعیت بهتر، باشد.
دخترم هم امسال اولین نوروزشه. عیدش مبارک باشه ایشالا صد سال زنده باشه با کلی بچه و نوه و نتیجه :))))))
سال نو همه مبارک.
هر چه میدوم روزها تند تر از من تمام میشوند. کودکم در آغوش من دست و پا میزند و قد میکشد. میخندد، گرسنه میشود و بزرگ میشود... :) دلم به همین زودی تنگ شده برای روزهایی که شکننده و ضعیف در آغوشم قرار گرفت ، پوست تنش لرزان و نرم بود و چشمانش پف آلود ولی باز.... مطمینم که برای این لحظه هایی که به این سرعت میگذرد هم، دلتنگ خواهم شد.

