آن سوی پشت بام (البته به نظر بنده)
http://mithras.org/mt/002200.php
من نظرم رو همونجا نوشتم.... نظر ۶۹!
***********************************
اين عکس ها وحشتناک، غم انگيز و بعضیهاشون هم شاد و زيبا هستند ببينيد:
http://www.iranartnews.com/modules.php?name=Sections&op=viewarticle&artid=99
**********************************
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْاَرْضِ
مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ
الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ
الزُّجَاجَةُ کَاَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ
لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ
یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ
نُّورٌ عَلَی نُورٍ
یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاء
وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْاَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ
خيلی قشنگه!
مثل شعر....
هر چقدر سعی کردم فارسیاش رو به قشنگی اينی که هست پيدا کنم يا بنويسم نشد که نشد.... به نظر من خيلی زيبا است....
************************************
ميدونم تکرار اينکه چه نظری شخصا درباره طرز تفکری که در ايران نسبت به وضعيت فعلی وجود داره، احتمالا نه فايدهای نداره و نه نتيجهای به جز شروع دوباره يه بحث تکراری که متاسفانه باعث خورد شدن اعصاب بعضی ميشه و اصلا مقصود من نيست.... با اينحال بازم نميتونم يه سری جملات رو ننويسم:
موقعيت وحشتناک و افتضاحی که همه ما درش گرفتار هستيم با بوديم( من فکر نميکنم کسی با مهاجرت از مشکلات به طور کامل نجات پيدا کرده باشه البته شکلش فرق ميکنه و ممکنه برای بعضی سخت تر و با مضرات بيشتر و برای بعضی قابل تحمل تر همراه با يک سری منافع باشه.... اما ممکنه بعضی فکر کنند که مهاجرين الان ديگه گرفتار مشکلات اونجا نيستند اين فعل برای اونها است) چيزی نيست که از آسمان نازل شده باشه. تقابلی است از چيزی که «ما» ۷۰ ميليون هستيم. «ما» با فرهنگ، طرز تفکر، طرز برخورد و طرز نگرشمون به مشکلات! متاسفانه اين تقابل اصلا چيز خوبی در دوران معاصر نيست! اين «ما» شامل همه است. از قاتل گرفته تا جنايتکار تا افراد عادی و عامی و افراد تحصيل کرده و ..... بعضی از ما نقش بيشتری در ايجاد اين مشکلات داشتيم. بعضی کم تر. بعضی از ما گاهی سعی کرديم مشکلات را حل کنيم. بعضی از ما واقعا يا ظاهرا از مشکلات به جاهای ديگه فرار کرديم . بعضی واقعا خيانتکار بوديم .... بعضی بی تفاوت و....
حرف من فقط اينه: : «ايراد گرفتن و غر زدن» تا جايی که جنبه شخصی داره که خوب ربطی به کسی نداره و ممکنه يه درد دل شيرين هم باشه! اما نگاه کنيد ببينيد در تجمع هايی که بيش از يک نفر ايرانی وجود داره چقدر همه ايراد های سياست، مديريت، ترافيک، بوروکراسی، فرهنگ، مشکلات زنان، مشکلات پزشکان!، مشکلات دانشآموزان و.... را با هم ديگه «تکرار» و فقط «تکرار» ميکنند. همه متخصص و متبحر در تمام امور يا بيشتر امور هستند! چرا هيچ وقت فکر نکرديم اگر اين روش برخورد قرار بود ذرهای برای خودمون فايدهای داشته باشه و مسيلهای رو حل بکنه تا به حال داشت و يا حل کرده بود! آيا اين روش برخورد هم قسمتی از «مشکلات» ما نيست؟ آيا «ما» هر کدوم از «ما» قسمتی از مشکلات نيستيم؟ از منی که مهاجر هستم تا کسی که در کار شخصی خودش و زندگی در حقيقت به مشکلات دامن ميزنه! حرف من فقط همينه!
**********************************
منتظر بودم تنها بشم و بشينم چشمام رو ببندم و فکر کنم به ناراحتیهام! اعصابم داغون بود.... عجيبه هر چی از خدا ميخوام فوری بم ميده! ساعت ۹ بيکار شدم تا ۱۲.... خوابيدم رو کاناپه پاويون و چشمام رو بستم... چيز زيادی به ذهنم نرسيد!
کم کم خوابم برد! ساعت ۲ کنفرانس تموم شد و هيچ کار ديگهای نبود! زنگ زدم حامد اومد دنبالم! کيف کردم امروز. هوای روشن خونه رو ديدم. اتاق احسان رو کلی نظم و ترتيب دادم. جارو کردم...
! خوب بود امروز....
****************************
اين بخش زنان آموزشش از مزخرف ترين بخش هايی که ايران ديدم هم بدتره! بینظم، کسی به کسی نيست... بالاخره ايران اگر ميرفتی پيش يه استاد من يادم نمياد بگه من امروز نميتونم دانشجو داشته باشم... امروز رفتم پيش يه استاد زنان که داشت سونو ميکرد، گفت نه سرم شلوغه نميشه!
پرستارها تو بخش زنان خدايی ميکنند و پزشک ها را اصلا قبول ندارند! و حتیالامکان بهشون محل نميذارن. مسخره است. البته ميفهمم که چون کنترل وضع حمل زنان سلامت و بدون مشکل تقريبا به طور کامل از دست پرستارها و ماماها برمياد خوب وظيفه بيشتری نسبت به بقيه پرستارها به دوش اينها است اما جه ربطی داره که مدام بگن تو اين بخش هيچ فرقی بين دکترها و پرستارها نيست!


