همین.
:) از کافکا :)
«ــ جهان را؟
من
آفريدم!
به جز آن که چون من اش انگشتان معجزه گر باشد
که را توان آفرينش اين هست؟
جهان را
من آفريدم.»
«ــ جهان را
چه گونه آفريدی؟»
«ــ چه گونه؟
به لطف کودکانه ی اعجاز! به جز آن که رويتی چو من اش باشد
( تعادل ظريف يکی ناممکن
در ذروه ی امکان)
که را طاقت پاسخ گفتن اين هست؟
به کرشمه دست برآورده
جهان را
به الگوی خويش
بريدم.»
مرا اما محرابی نيست،
که پرستش من
همه
برخورداربودن است.
مرا بر محرابی کتابی نيست،
که زبان من
همه
امکان سرودن است.
مرا بر آسمان و زمين
قرار
نيست
چرا که مرا
منيتی درکارنيست:
نه من ام من.
به زبان تو سخن می گويم
و در تو می گذرم.
احمد شاملو

